خرید گوشواره زواياي اقتصادي المپيك

جمله معروفي هست كه مي‌گويد: «المپيك عرصه رقابت ميان ورزشكاران فردي يا تيم‌هاست و نه رقابت ميان كشورها.» اما در المپيك تعداد مدال‌هاي كشورها را مي‌شمرند و رقابت ميان آنها مورد بحث است.بازي‌هاي المپيك تابستاني لندن تمام شد، اما سوالي كه در ذهن همه هست اين است كه چرا بعضي كشورها در المپيك موفق مي‌شوند و زياد مدال كسب مي‌كنند و بعضي كشورها نه. اقتصاددانان وقت و تلاش زيادي را صرف يافتن پاسخي به اين پرسش كرده‌اند كه چه عواملي موفقيت يك كشور در المپيك را توضيح مي‌دهد. اولين عامل از نگاه اقتصاددانان جمعيت است. اگر توانايي ورزشكاران به‌طور تقريبا برابر در سراسر جهان توزيع شده باشد، هرچه يك كشور جمعيت بيشتري داشته باشد، احتمالا ورزشكاران بزرگ‌تري هم خواهد داشت. مثلا نگاه كنيد به استراليا و نيوزلند: تعداد مدال‌هاي استراليا به مراتب بيشتر از نيوزلند است؛ زيرا جمعيتش هم پنج برابر آن است. اما جمعيت تنها عامل مهم موفقيت نيست. همانند هر قلمرو ديگري در زندگي مدرن، پول مهم است. اگر كشوري جمعيت زيادي داشته باشد، اما پول لازم را، چه دولتي چه خصوصي، براي حمايت از ورزشكاران و ساخت زيرساخت‌هاي خوب ورزشي نداشته باشد حرفي هم براي گفتن در عرصه المپيك ندارد؛ بنابراين اگر كشوري از نظر مواد خام، يعني افراد و ثروت مشكلي نداشته باشد، مي‌تواند آنها را براي المپيك آماده سازد؛ اما مشكل همين‌جا است كه ثروت و جمعيت به‌طور يكسان در جهان توزيع نشده‌اند و به همين دليل مدال‌هاي المپيك نيز به‌طور برابر توزيع نخواهند شد. در المپيك پكن 65 درصد از مدل‌هاي طلا نصيب ورزشكاراني از 10 كشور ثروتمند شد؛ درحالي‌كه 200 كشور بر سر اين مدال‌ها رقابت مي‌كردند.جامائیکا کشوری است که موفقیتی غیرمنتظره در المپیک داشته است. جمعیت این کشور کوچک بین 4/2 تا 6/2 میلیون نفر است. براساس معیار تولید ناخالص داخلی سرانه هم این کشور در پایین‌تر از میزان متوسط جهانی قرار دارد، اما عملکرد این کشور در چهار المپیک گذشته خیره‌کننده بوده و به ترتیب چهار، شش، هفت و پنج مدال کسب کرده است. در المپيك لندن هم اين كشور 12 مدال (4 طلا، 4 نقره و 4 برنز) گرفت كه خيره‌كننده بود، اما چرا اين‌طور مي‌شود؟ آيا موفقيت در المپيك عامل ديگري هم دارد؟گفته‌هاي بالا به اين معنا نيست كه همه‌چيز براي كشورهاي كوچك‌تر و فقيرتر از دست رفته و تمام شده است. راه‌هاي ديگري هم براي كسب مدال المپيك وجود دارد. اولين راه اين است كه دولت به المپيك اولويت دهد و منابع مالي بيشتري را براي استخدام و آموزش ورزشكاران اختصاص دهد. مشهور است كه كشورهاي ميزبان بازي‌هاي المپيك تمايل دارند تا تعداد مدال‌هاي دريافتي خود را به‌طور معناداري نسبت به پيش‌بيني مدال‌ها براساس درآمد و جمعيت‌شان افزايش دهند. از سوي ديگر كشورهاي ميزبان المپيك در دوره‌هاي بعد، بازي‌هاي المپيك فعلي‌شان را نيز بهتر انجام مي‌دهند؛ زيرا دولت‌ها براي موفقيت در سال‌هاي بعد سرمايه‌گذاري كرده‌اند. براي مثال، 10 سال قبل، بريتانيا قدرت مهمي در رشته دوچرخه‌سواري (track cycling) نبود. نقطه عطف وقتي اتفاق افتاد كه كريس هوي (chris Hoy) سه مدال طلا را در بازي‌هاي پكن برد، اما اين اتفاقي نبود. يك پاداش 8/7 ميليون دلاري كه با درآمدهاي لاتري تامين مالي شده بود به هوي و ديگران اجازه داد تا تمام‌وقت در اين رشته كار كنند. بريتانيا بر روي آينده اين ورزش سرمايه‌گذاري كرد. در المپيك چين، بريتانيا 12 مدال در اين رشته كسب كرد. از سوي ديگر بريتانيا در المپيك قبل از المپيك لندن 47 مدال برد كه از تمامي دوره‌هاي المپيكي كه بريتانيا در آن از 1908 به اين سو شركت كرده بود بيشتر بود (در 2000 آنها 28 مدال و در 2004 هم 30 مدال بردند). بريتانيا در المپيك لندن 65 مدال برد. در المپيك لندن اتفاق جالب ديگري نيز افتاد: كشورهاي كمونيستي سابق و فعلي تعداد كل مدال‌هاي دريافتي‌شان را با سرمايه‌گذاري‌هاي عظيم در زمينه آموزش و دادن پاداش‌هاي كلان به ورزشكاران افزايش دادند. سرمايه‌گذاري روسيه براي اين المپيك نسبت به ساير كشورها خيلي بيشتر بوده است چنانكه روسيه در اين دوره در رشته‌هاي تيمي مثل واليبال مدال‌هايي را برد كه سه دهه بود به آنها دست نيافته بود. عملكرد مجارستان و قزاقستان هم جالب‌توجه بود. در كنار راه‌هاي فوق، كشورها مي‌توانند بر روي مزيت‌هاي نسبي‌شان تكيه و سرمايه‌گذاري كنند. كشورهايي كه سواحل بيشتري دارند در شنا، موج‌سواري و قايقراني در مقايسه با كشورهاي محصور در خشكي موفق‌ترند. كشورهاي با ارتفاعات مرتفع دوندگان استقامت و ماراتن بهتري نسبت به كشورهاي هم‌سطح با دريا خواهند داشت. تحقيقي كه توسط دو تن از اقتصاددانان انجام شده نشان مي‌دهد كه تمركز بر مزيت نسبي منجر به افزايش تعداد مدال‌ها مي‌شود. واليبال ساحلي را در نظر بگيريد، كه هفت تا 8 مدال طلاي اين رشته (15 مدال از كل مدال‌هاي اين رشته) به آمريكا و برزيل رسيد. لابد مي‌پرسيد آن يك مدال چه شد؟ آن يكي هم به استراليا رسيد كه سواحل زيادي دارد. يك كشور همچنين مي‌تواند مدال‌هاي بيشتري با تمركز استراتژيك بر روي رشته‌هايي كسب كند كه در اين رشته‌ها بردن مدال نسبتا آسان‌تر است. اين رشته‌ها آنهايي هستند كه در اصل فردي‌اند و در اين رشته‌ها مدال زيادي وجود دارد. بوكس و هنرهاي رزمي را در نظر بگيريد كه در هر گروه وزني تعداد زيادي مدال توزيع مي‌شود (تكواندو به هر گروه وزني 4 مدال مي‌دهد). بهترين شانس ايرلند براي كسب مدال كتي تيلور (Katie Taylor) در بوكس زنان بود كه مدال هم گرفت. به همين ترتيب بعضي رشته‌هاي تيمي هستند كه براي كشورهاي فقير و كوچك‌تر امكان دستيابي به مدال در آنها دشوارتر است مثل بسكتبال. بلغارستان با همين استراتژي در المپيك موفق شده است. آنها 51 مدال در همه المپيك‌ها برده‌اند و 32 تا از آنها در سه ورزش بوده است: وزنه‌برداري، كشتي، و تيراندازي ( به ترتيب با 12، 16 و 4 مدال)، فردي و مبتني‌بر مزيت نسبي اين كشور. مقاله مشهوري نوشته فورست، سانز و تنا (Forrest, Sanz and Tena) وجود دارد كه به پيش‌بيني تعداد مدال‌هاي المپيك براساس دو شاخص جمعيت و ثروت مي‌پردازد. براساس اين مقاله در المپيك چين پيش‌بيني مي‌شده كه جامائيكا 4 مدال بگيرد كه در عمل 11 مدال برد. كنيا 14 مدال گرفت كه پيش‌بيني مقاله اين بود كه 5 مدال بگيرد؛ اما مكزيك با درآمد بالا و جمعيت زياد تنها 3 مدال در المپيك چين گرفت. راز موفقت جامائيكا و كنيا در المپيك اين است كه اين كشورها بر مزيت رقابتي و توانايي‌هاي فردي ورزشكاران‌شان تكيه كردند و به دنبال ورزش‌هاي تيمي نرفتند. تمامي مدال‌هاي جامائيكا در دوهاي 400 متر و كمتر از آن بود. تمامي مدال‌هاي كنيا هم در دوهاي 800 متر و بيشتر بود. همين مقاله پيش‌بيني مي‌كرد كه ايران در المپيك پكن 6 مدال بگيرد كه تنها 2 مدال گرفت؛ اما در المپيك لندن ايران 12 مدال گرفت كه همگي در ورزش‌هاي فردي و مبتني‌بر توانايي‌هاي فردي و مزيت رقابتي ورزشكاران ايراني بود. پس بايد براي المپيك‌هاي ديگر از اين استراتژي درس گرفت و بر روي ورزش‌هاي فردي داراي مزيت رقابتي سرمايه‌گذاري كرد. همچنين، يك كشور مي‌تواند مدال‌هايش را با وارد كردن شهروندان ورزشكار افزايش دهد. كشوري كه ورزشكاران المپيكي بومي ندارد، ممكن است با دادن حق شهروندي و پاداش كلان به ورزشكار كشور ديگري او را تبعه خود كند تا مدال كسب كند. گاهي‌اوقات هم اين افراد صادرشده به كشورهاي ديگر هستند كه شانس يك كشور را براي گرفتن مدال بالا مي‌برند. اسپانيا از هر دو استراتژي فوق استفاده مي‌كند: سرگي ايباكا (serge Ibaka) را از كنگو وارد مي‌كند و برادران گاسول را به ليگ بستكبال آمريكا فرستاده و از مهارت‌هايي استفاده مي‌كند كه در آنجا كسب كرده‌اند. ژاپن را هم نبايد در المپيك فراموش كرد: ژاپن در المپيك 2004 تعداد 37 مدال برد و در المپيك 2008 پكن تنها 25 مدال؛ اما مشكل ژاپن چيست؟ مشكل ژاپن كه جالب‌توجه هم هست عبارت است از: سالمندي به سرعت در حال رشد جمعيت اين كشور. از دهه 1970، درصد جمعيت بالاي 65 سال اين كشور از 7 درصد بيش از سه برابر شده و به 23 درصد رسيده است و پيش‌بيني مي‌شود كه تا سال 2060 به بيش از 40 درصد كل جمعيت برسد.