او 98 سال دارد و با دمپایی در میدان جنگ دوید تا از حملات روسیه جلوگیری کند


پیشروی روسیه کند و خونین بود. با هر قدمی به جلو، شهر، روستا یا آبادی دیگری ویران می شود.

پاولو دیاچنکو 40 ساله گفت: “این وحشتناک است، زمانی که به یک شهرک نزدیک می شوید که همه چیز در آن در حال سوختن است می آیید، مانند جهنم است، جایی که این بمب های هوایی هدایت شونده خانه ها، ساختمان های چند طبقه و خانه های شخصی را کاملا ویران کرده اند.” او یک افسر پلیس با فرشتگان سفید است، گروهی که به تخلیه غیرنظامیان از آسیب پذیرترین مناطق اختصاص دارد.

یک غیرنظامی در ماه می از خانه های بمباران شده در لیمان اوکراین عبور می کند.

یک غیرنظامی در ماه مه از خانه های بمباران شده در لیمان اوکراین عبور می کند.اعتبار: مجله نیویورک تایمز

ماه گذشته، این گروه هر روز برای کمک به 10 تا 20 نفر در منطقه دونتسک کار می کرد.

او گفت: «مردم حتی این اختیار را ندارند که چیزی با خود ببرند – آنها فقط یک کیف با وسایل خود می برند یا یک کیف دستی کوچک.

روس‌ها در حال حاضر روستاها و شهرهای کوچک‌تری را محاصره کرده‌اند، که بسیاری از آن‌ها تا حد زیادی متروکه هستند.

اما صدها هزار نفر از غیرنظامیان در شهرهای دونباس که هنوز تحت کنترل اوکراین هستند، نگران تغییر خط مقدم هستند.

در ماه فوریه، مقامات اوکراینی اعلام کردند که در جریان جنگ حداقل 1852 غیرنظامی در منطقه دونتسک دونباس کشته و 4550 نفر دیگر زخمی شده اند.

مقامات محلی گفتند تا 10 می، تعداد کشته ها و 4885 مجروح به 1955 افزایش یافته است.

مقامات دولت اوکراین، فعالان حقوق بشر و ناظران سازمان ملل می گویند که این ارقام احتمالاً به طور قابل توجهی تعداد واقعی کشته ها را دست کم می گیرند. هنوز تعداد غیرنظامیان کشته شده در مناطق تحت اشغال روسیه در سطح بین المللی به رسمیت شناخته نشده است.

برای دیاچنکو، متقاعد کردن مردم برای تخلیه اغلب یک چالش است و گاهی اوقات به طرز غم انگیزی به پایان می رسد.

دیاچنکو گفت: «وقتی به مردم می‌آیید و به آنها در مورد نیاز به تخلیه می‌گویید، و متأسفانه روز بعد می‌آیید تا آنها را ببرید و آنها قبلاً در اثر گلوله‌های توپخانه مرده‌اند. “این احتمالاً دردناک ترین چیز برای هر یک از ما است.”

یک سرباز گارد ملی در حال ماهیگیری در رودخانه دونتس در یک روز غیر خط مقدم.

یک سرباز گارد ملی در حال ماهیگیری در رودخانه دونتس در یک روز غیر خط مقدم.اعتبار: مجله نیویورک تایمز

در طول ماه هایی که خط مقدم نسبتاً بدون تغییر باقی ماند، بسیاری از افرادی که اندکی قبل از شروع جنگ همه جانبه فرار کرده بودند، به خانه بازگشتند. آنها بر این باور بودند که این خطرات قابل کنترل است و با ارتباط عمیق با وطن خود بیشتر از این خطرات است.

خطرناک ترین مکان در اوکراین منطقه ای است که در محدوده توپخانه و پهپادهای هر دو ارتش قرار دارد. حدود 20 مایل (32 کیلومتر) از خط مقدم در هر دو جهت امتداد دارد و خشونت به طور تصاعدی در نزدیکی نقطه تماس بین دو ارتش افزایش می یابد.

زمین مانند یک منظره قمری آسیب دیده در دهانه است، اجساد ماه ها علیرغم آتش توپخانه مداوم جمع آوری نمی شوند و تهدید مرگ در آسمان معلق است زیرا هواپیماهای بدون سرنشین هر کسی را که حرکت می کند تعقیب می کند. نارنجک انداز، مین، موشک و بمب روز و شب منفجر می شود.

حتی جابجایی های کوچک در خط مقدم منجر به تخریب روستاهای جدید می شود.

Serhii Bahrii، رهبر روستای Bohorodychne در منطقه دونتسک، دقیقا می داند که وقتی جنگ به یک شهر جدید می رسد چه اتفاقی می افتد.

او گفت: «در سال 2022، یک بمب به خانه من اصابت کرد و به طور معجزه آسایی در زیرزمین زنده ماندیم. “خیلی بد بود. همه چیز می سوخت. همه چیز قرمز بود. یادم می آید اکسیژن نبود. سعی کردم آن را نفس بکشم، اما نبود.»

او گفت که در Bohorodychne، تنها 29 نفر از 700 ساکن بازگشته اند.

نه برق هست و نه آب لوله کشی. دندان‌های اژدها، قله‌های هرمی شکل بتنی که برای حمایت از مخازن طراحی شده‌اند، کیلومترها در سراسر تپه‌های غلتشی پشت خانه‌های ویران شده کشیده می‌شوند. مردم آنجا عمدتاً با باغ‌های کوچک و مراقبت‌شده و داوطلبانی که غذا، آب و دارو می‌آورند، و همچنین یک تریلر حمام که توسط یکی از اعضای آمریکایی کلیسای عیسی مسیح مقدسین روز آخر برای دوش گرفتن و لباس‌های شسته شده اهدا شده، زنده می‌مانند.

میکولا، 59 ساله، در بوهورودیچن، روستایی نزدیک خط مقدم که به گفته شهردار، تنها 29 نفر از 700 نفر در آن زندگی می کنند.

میکولا، 59 ساله، در بوهورودیچن، روستایی نزدیک خط مقدم که به گفته شهردار، تنها 29 نفر از 700 نفر در آن زندگی می کنند.اعتبار: مجله نیویورک تایمز

بحری گفت، با این وجود، این امیدواری وجود دارد که عرضه تسلیحات آمریکایی بتواند از پیشروی دوم روسیه در منطقه جلوگیری کند.

او گفت: “امید است، اما نه قطعیت.”

بسیاری از کسانی که فرار کردند، حرکت دوری نکردند و ترجیح دادند در شهرهای نزدیک دونباس بمانند تا به کشور خود نزدیک شوند. او گفت که اگر روس ها موفق شوند تاخت و تاز بزرگی داشته باشند، خانه های جدید در این شهرها در خطر خواهند بود.

او گفت: بعید است کسی بماند. این مردم از قبل می‌دانند بمب‌گذاری، انفجار و مرگ به چه معناست.»

لومیکوفسکا 98 ساله نمی خواست آنجا را ترک کند. حتی وقتی جنگ برای خانه اش شدیدتر شد، او سعی کرد به مراقبت از باغش ادامه دهد – سیب زمینی، پیاز، سیر و سبزی کاشت.

او در سال 1926 متولد شد – چند سال قبل از اینکه قحطی کشور را ویران کند – و می دانست که چیزی برای خوردن ندارد. خانواده‌اش می‌گویند مهم نیست که چه خطراتی او را احاطه کرده است، قطعه زمین حاصلخیز او راه نجاتی بود که او با دقت از آن مراقبت می‌کرد.

لومیکوفسکا گفت: «زمانی که من کودک بودم، زمان بسیار سخت بود و چیزی برای خوردن وجود نداشت. “ما با آنچه در باغ پرورش دادیم زنده ماندیم.”

زمانی که آلمان ها روستای او را در سال 1941 اشغال کردند، او نوجوان بود.

او گفت: «آن موقع نمی ترسیدم. او گفت اگرچه سربازان آلمانی در خانه خانواده می‌خوابیدند، اما «به چیزی دست نزدند».

او و شوهرش دو پسر را در خانه ای که در اوچرتین ساخته بودند بزرگ کردند. او همچنین برای مدت طولانی به عنوان راننده قطار در راه آهن کار می کرد و از مسافران مراقبت می کرد. شوهر و کوچکترین پسرش قبل از اینکه جنگ کنونی دوباره دنیای او را زیر و رو کند مردند.

لیدیا لومیکوفسکا 98 ساله قحطی دوران استالین و اشغال روستای خود را در طول جنگ جهانی دوم تجربه کرده است.

لیدیا لومیکوفسکا 98 ساله قحطی دوران استالین و اشغال روستای خود را در طول جنگ جهانی دوم تجربه کرده است.اعتبار: مجله نیویورک تایمز

او وحشت آخرین شب های بی خوابی را قبل از تصرف شهرش توسط روس ها در آوریل به یاد آورد.

او گفت: «از طول روی تخت دراز کشیدم، بلکه به پهلو دراز کشیدم. «پاهایم را بالا کشیدم. تخت من کنار پنجره بود و اصلاً چیزی کنار پنجره نبود. اگر پنجره را با چیزی سد کنیم، آن را می شکنند. و باد شدید بود. خیلی سرد بود. من آنجا دراز کشیده ام و صدای تیراندازی می شنوم.»

او اکنون با نوه‌اش در خانه‌ای کوچک در 20 کیلومتری چاسیو یار، شهری کوهستانی که در تلاش نیروهای روسی برای تصرف آن در حال تخریب است، زندگی می‌کند.

در حال بارگذاری است

اگر روس ها موفق به تصرف چاسیو یار شوند – که در حال حاضر مانع از محاصره روسیه در مراکز اصلی جمعیت در منطقه دونتسک می شود – لومیکوفسکا می داند که ممکن است دوباره مجبور به فرار شود.

او گفت: «و حالا، نمی‌دانم کجا بروم.»

این مقاله در ابتدا در مجله نیویورک تایمز.

دیدگاهتان را بنویسید