درگیری اسرائیل و فلسطین همیشه نبردی بین امید و نفرت بوده است اظهار نظر | نظر


این یک سفر پر دست انداز بوده است، اما در مجموع، دموکراسی یهودی در خاورمیانه به خوبی توانسته به مدت 76 سال در بخشی از جهان که دو چیز بیش از هر چیز دیگری منفور است، زنده بماند: یهودیان و دموکراسی.

پس از 7 اکتبر، یکی از دوستان اسرائیلی مبارزه کشورش برای هستی را اینگونه توصیف کرد: «ما در جزیره‌ای زندگی می‌کنیم که توسط دریایی بالاتر از خشکی احاطه شده است. در 7 اکتبر یک آجر شل شد و ما خودمان را فدا کردیم تا شکاف را پر کنیم و از غرق شدن جزیره کوچکمان جلوگیری کنیم.

زمانی که جزیره مشغول سنگ گذاری نیست، با وجود تمام نقص هایش، تمام تلاش خود را برای ترویج تنوع و تحمل در منطقه ای که با این ارزش ها در تضاد است، انجام می دهد.

درگیری هشت ماهه در غزه که جرقه آن قتل عام قرون وسطایی در جنوب اسرائیل بود، تازه ترین و تاریک ترین فصل در جنگ نسلی علیه حاکمیت یهود است.

رزمندگان صفحه کلید و مشتاقان زمان یا حوصله رسیدگی به جزئیات دلهره آور را ندارند، وقتی تصاویر اسموتی های چای سبز ماچا برای آپلود وجود دارد. نشان دادن تعهد با فضیلت با میم هایی مانند “همه چشم ها به رفح” آسان تر و بسیار کمتر خسته کننده است.

پس اینستاگرامرهای عزیز، همزن را زمین بگذارید و اگر خواستید، مرا در سفری به گذشته همراهی کنید تا 27 بهمن 1346، زمانی که نه اشغالی بود، نه سکونتگاهی، نه نکبه ای و نه پناهی. به زبان ساده، اسرائیل وجود نداشت.

در آن روز، ارنست بیوین، وزیر امور خارجه بریتانیا در پارلمان برخاست تا توضیح دهد که چرا دولت بریتانیا موفق به ایجاد کشورهای عربی در عراق و اردن شده است، اما نتوانسته بود برای اعراب و یهودیان فلسطین یک راه حل قابل قبول ایجاد کند.

بیوین به مجلس عوام گفت که دولت اعلیحضرت شکست خورده است زیرا درگیری در کشور “سازش ناپذیر” است.

او به نمایندگان مجلس گفت که بین دریای مدیترانه و اردن دو گروه یهودی و عرب وجود دارد که هر کدام یک هدف اصلی دارند.

هدف اصلی یهودیانی که از هولوکاست جان سالم به در بردند، ایجاد دولتی در سرزمین تاریخی خود بود. هدف اصلی اعراب جلوگیری از حاکمیت یهودیان در هر نقطه از کشور بود.

یهودیان می خواهند دولت داشته باشند، اعراب فلسطینی می خواهند از تشکیل کشور یهودیان جلوگیری کنند. در آن زمان این درگیری بود و امروز هم همین تعارض است.

هر بار که به فلسطینیان پیشنهاد حاکمیت داده شد – در سال 1937، زمانی که 80 درصد زمین به آنها پیشنهاد شد، 1947، 1993، 2000 و 2008 – آنها گفتند نه، نه، نه، نه و (به آن نگاه کن…) نه. دوباره، زیرا بله گفتن به معنای حاکمیت یهود در جایی بود. و هر چیزی که مخالف هدف اصلی آنها باشد ارزش جنگ را دارد.

عينات ويلف، سياستمدار سابق اسرائيلي، هنگامي كه هفته گذشته در تل آويو ديدار كردم، اين را به خوبي توضيح داد: «ترازوي را تصور كنيد كه در آن يك سر اشغال را در يك طرف و يك سر شهرك‌ها در طرف ديگر، حاكميت مشترك بر اورشليم و قدس داشته باشيد. در طرف دیگر یک کشور فلسطینی.

اما در آن سوی ترازو، چیزی وجود دارد که برای فلسطینی‌ها بسیار مهم‌تر است که آنها همیشه از فرار برای تعقیب دیگری با خشونت خوشحال هستند. به نظر شما این شخص دیگر چه می تواند باشد؟»

هنگامی که اسرائیل در سال 2005 به طور یکجانبه غزه را ترک کرد و هزاران شهروند خود را با فریاد و لگد از خانه هایشان بیرون کشید تا امکان فلسطین مستقل را ایجاد کند، اعراب غزه با خود نگفتند: «چه شگفت انگیز! چه منطقه زیبایی! سواحل شگفت انگیز! و همه یهودیان رفته اند! بیایید این مکان را به سنگاپور شام تبدیل کنیم!»

خیر در عوض، به طرز غم انگیزی به شهرت خود وفادار بودند، گفتند: «چه شگفت‌انگیز! چه نوار زمینی زیبایی برای تبدیل شدن به یک ماشین جنگی یکپارچه، در بالا و زیر زمین، برای شلیک ده‌ها هزار موشک به شهرها و روستاهای اسرائیل.»

این درگیری اغلب به عنوان جنگ شهری شناخته می شود، اما بسیار جدی تر است. خطرناک ترین میدان جنگ در جهان است.

برخلاف نقشه‌های جعلی شبکه‌های اجتماعی که فلسطینی در حال ناپدید شدن را نشان می‌دهد، خروج از غزه در سال 2005 اولین باری بود که اعراب در قیمومیت سابق بریتانیا بر فلسطین حاکمیت داشتند. و مانند ابلهان خود ویرانگر که هستند، همه چیز را از روی عمد به هم زدند.

از سال 1948، هویت فلسطینی با مخالفت خشونت آمیز با یهودیان شکل گرفته است، که آسیب زیادی به فلسطینی ها وارد کرده است – به ویژه مردان جوان و بی هدف که توسط کلاشینکف و اسطوره های شهادت طلب می شوند.

زمانی که یاسر عرفات یا محمود عباس ایده دو کشور را پذیرفتند، رهبران اسرائیل به اشتباه تصور کردند که یکی از این کشورها اسرائیل است.

باید چاپ ریز را می خواندی زیرا وقتی عرفات و عباس از دو کشور صحبت کردند، منظورشان یک کشور فلسطینی در کرانه باختری و نوار غزه و دیگری بود که حق بازگشت جایگزین اسرائیل شود.

هنگامی که جو بایدن، رئیس جمهور ایالات متحده در اولین روزهای جنگ وارد اسرائیل شد و ناوهای هواپیمابر خود را که حزب الله را از انجام یک قتل عام در شمال این کشور در 7 اکتبر متوقف کردند، با خود آورد، تأکید کرد که حماس نماینده مردم نیست. از نوار غزه

البته اعتراف به این امر بسیار دردناک است – و به همین دلیل است که افراد کمی از جمله رئیس جمهور آمریکا جرات انجام این کار را دارند – اما در طول 17 سال گذشته حماس و مردم غزه مانند سرطانی که از بین می رود سمی شده اند. در بدن انسان

حماس نیازی ندارد سلاح های ایرانی خود را در مساجد، مهدکودک ها، مدارس، بیمارستان ها و خانه ها از رفح در جنوب تا غزه در شمال پنهان کند. برای فعال کردن حملات سریع از مکان‌های غیرنظامی، آنها را آشکارا قابل مشاهده نگه می‌دارد.

این استراتژی امکان پذیر است زیرا آنها می توانند بدون هیچ مانعی در جمعیتی عمل کنند که یا حمایت کننده هستند یا برای مقاومت بسیار ترسیده اند. ساکنان نوار غزه نیز دانسته یا ناآگاه قربانیان حماس هستند.

این پیش‌بینی سرطانی را می‌توان به کرانه باختری تعمیم داد، جایی که یک نظرسنجی در دسامبر توسط مرکز تحقیقات سیاسی و نظرسنجی فلسطین مستقر در رام‌الله نشان داد که بیش از 90 درصد مردم معتقدند که حماس «در 7 اکتبر مرتکب جنایات علیه غیرنظامیان اسرائیلی نشده است». .

کلمه کلیدی در اینجا “غیر نظامی” است – افرادی که حق زندگی در این کشور را دارند. هر مرد، زن و کودک اسرائیلی یک هدف مشروع است. آنها به عنوان چیزی جز غیرنظامیان دیده می شوند.

هنگامی که درگیری به عنوان آنچه واقعاً هست و همیشه بوده است به رسمیت شناخته شد – یعنی تلاش یهودیان برای تعیین سرنوشت در مقابل هدف فلسطینی ها برای حذف همه یهودیان از میان آنها – دو نتیجه ممکن آشکار می شود.

یا در نهایت 7 اکتبر در مقیاس بزرگتر برای مقابله با هفت میلیون یهودی که بین رودخانه و دریا زندگی می کنند تکرار می شود، یا فلسطینی ها در نهایت توسط یک فرد بالغ که مایل به ساختن یک کشور یهودی در 0.31 درصد از میانه مسلمانان است رهبری می شود. شرق که با 49 کشور با اکثریت مسلمان همزیستی دارد.

هنگامی که فلسطینیان سرانجام از نفرت چند صد ساله خود از حاکمیت یهود دست بردارند، متوجه خواهند شد که مردم خوب اسرائیل و، چه باور کنید چه نه، حتی یک دولت آینده اسرائیل آزاد از قید و بندهای بنیامین نتانیاهو و ائتلاف فاجعه بار او، آماده اند. در مسیر صلح و ایجاد دو کشور مرفه در کنار هم، بر اساس اصولی مشابه آنچه که قبلاً پنج بار ارائه شده، شریک باشید.

وقتی این جنگ ویرانگر سرانجام به پایان برسد، آینده بهتری ممکن است. اما این تنها زمانی رخ خواهد داد که فلسطینی‌ها در نهایت اولویت‌های سمی خود را رها کرده و تلاش‌های خود را به جای تخریب آن بر دولت‌سازی متمرکز کنند.

دیدگاهتان را بنویسید