واقعیت پشت سر تیترهای ورود قایق های اندونزیایی به استرالیا


همکار اندونزیایی من آمیلیا رزا وقتی اعتراف می کند که کارابی به مشارکت خود در یک رویداد بدنام در سال 2015 که با روزنامه نگار جول تاپسفیلد پوشش داده بود، سرگرم می شود.

ماموریت قاچاق در مسیر خود به نیوزلند بود که توسط مقامات استرالیایی رهگیری شد. با این حال، این داستان زمانی قابل توجه شد که جول و آمیلیا فاش کردند که استرالیا انبوهی از پول به قاچاقچیان پرداخت کرده است تا قایق را بچرخانند، که منجر به درخواست کمیسیون سلطنتی شد. کار بزرگ و سختی بود. کارابی باید به واکنش آمیلیا بخندد – دنیا کوچک است و همه چیز.

مردانی که در خانه جمع شده بودند هر گونه دخالت در دو سفر موفقیت آمیز قایق توسط مهاجران غیرقانونی به استرالیا در سال جاری را رد می کنند، اما آنها می دانند که ما باید با چه کسی صحبت کنیم. “دو تا هستند [groups of] قاسم می‌گوید افرادی که می‌دانند چگونه به استرالیا بروند و برگردند. “اگر ما نیستیم، باید دیگران باشیم.”

به گفته این پسران، «پسران دیگر» از نقطه‌ای در جنوب جنوب شرقی سولاوسی می‌آیند که آنقدر کوچک است که حتی آمیلیا هم نام آن را نشنیده است. در ماشینی که به هتل خود در Ba'a برگشتیم، تصمیم گرفتیم برنامه های دیگر خود را کنار بگذاریم و به جای آن جزیره Maginti را امتحان کنیم.

چند روز آینده تیرگی از پروازها، سالن های انتظار فرودگاه و کشتی های گرم و مرطوب است که به آرامی ما را از کوپانگ، دنپاسار، ماکاسار، کندری و در نهایت به جزیره مونا می برند. برای رسیدن به Maginti، باید به برادر یکی از دهکده ها پول بدهید تا یک قایق ماهیگیری کوچک را راه اندازی کند و خدمه ای را جمع کند.

در حال بارگذاری است

در انتظار ما (مردم محلی با تلفن بودند) مهمان نواز اما گریزان علی عمران – یکی از دو رئیس جزیره – به همراه ده ها نفر از مردم محلی کنجکاو هستند. سلفی ها دنبال می شوند. عمران توضیح می‌دهد: «من اولین غربی هستم که در سال‌ها، شاید دهه‌ها از Maginti بازدید می‌کنم.

او از اتاق نشیمن خود می گوید که بازار ماهی تازه در طول همه گیری همه گیر سقوط کرده است و ذخایر ماهی به دلیل اقدامات ناپایدار در حال کاهش است. او اتهامات ساکنان جزایر سرخ مبنی بر قاچاق انسان را رد می کند. اگرچه ماهیگیران آن چاره ای جز رفتن به سواحل استرالیا برای پرداخت حقوق ندارند، آنها مهاجران را نمی پذیرند – حداقل دیگر.

او می‌گوید حتی دانش انحصاری در مورد چگونگی رسیدن به استرالیا برای یافتن خیارهای دریایی ارزشمند، که به عنوان ترپانگ نیز شناخته می‌شود، مزخرف است. او درباره رودخانه‌های ترپانگ می‌گوید: «پس از یک سفر موفق، همه شروع به تقلید از ما کردند. اکنون به تمام مناطق اطراف سرایت کرده است.»

اگر زمانی قاچاق انسان به استرالیا وجود داشته باشد، همیشه گفته می شود، “این مردم Maginti هستند.” اما من بسیار مطمئن هستم که امسال هیچ کس از جزیره Maginti وجود ندارد که واقعاً افراد را قاچاق کرده باشد.

با خوشحالی از صمیمیت مردم جزیره، اما دلگیر از بن بست ظاهری، راه خود را به جزیره مونا برمی گردیم، جایی که در قالب سه مقام اندونزیایی در هتل خود شگفت زده می شویم. از روز قبل که با ما ملاقات کردند، به این نتیجه رسیدند که ویزای روزنامه نگاری (معتبر) من را دوست ندارند.

آنها در نهایت می روند (خوشبختانه بدون من). برای محافظت از هویت‌های خاص، باید از جزئیات اتفاقات بعدی صرفنظر شود، اما نه ما و نه این افسران در این مرحله نمی‌دانیم که بازجویی عجیب آنها مجموعه‌ای از وقایع را به راه انداخت که به منطقه بومبانا – در کنار جزیره ماگینتی – منجر شد و به افراد منجر شد. قاچاقچی علی سروانو.

ساروانو (نام واقعی او نیست) از جمله سه نفری بود که توانستند از نیروی مرزی استرالیا فرار کنند و 39 پناهجوی جنوب آسیا را در نزدیکی منطقه بوش در خلیج بیگل در غرب استرالیا در ماه فوریه رها کنند.

عمران اشتباه می کرد. دو همکار ساروانو در واقع اهل ماگینتی بودند، درست همانطور که ساکنان جزیره روت گمان می کردند.

مقامات استرالیایی تمایل دارند که همه قاچاقچیان افراد را به عنوان “شر” بدانند و ماهی کوچک ناامید را با نهنگ‌های سودجو جمع کنند. ساروانو، مردی در 30 سالگی (او سن دقیق خود را نمی داند)، با پرداخت تنها 3000 دلار این کار را آغاز کرد تا بدهی های فروشگاه محلی را پرداخت کند. او از تصمیم خود پشیمان است، به ویژه به دلیل عصبانیت همسر و مادرش. او به نظر من بد نیست. درست مثل یک جوان ناامید.

مردان ترپانگ، قاسم (سمت چپ) و رنالدی سوار بر قایق بودند که قبلاً به سرزمین اصلی استرالیا می رسیدند.

مردان ترپانگ، قاسم (سمت چپ) و رنالدی سوار بر قایق بودند که قبلاً به سرزمین اصلی استرالیا می رسیدند. اعتبار: آمیلیا رزا

می توانید در اینجا و اینجا اطلاعات بیشتری درباره او بخوانید و تحقیقات مشترک ما را ببینید 60 دقیقه اینجا.

در جزیره روته، کارابی به ما گفته بود که ناامیدی از تلاش برای امرار معاش از ماهیگیری در نزدیکی خانه، بسیاری از مردان را به تجارت غیرقانونی ترپانگ، باله کوسه، ماهی و مردم واداشت.

او دو خواسته دارد. یکی از این موارد غرامت نشت نفت مونتارا در سال 2009 در سواحل استرالیای غربی است که به گفته او به ذخایر ماهی آسیب جبران ناپذیری وارد کرده است.

در حال بارگذاری است

گزینه دیگر این است که دولت ما به قایق های مجهز به موتور اجازه ورود به “جعبه MOU” را بدهد. این بخش بزرگی از آب های استرالیا است که دو کشور در یادداشت تفاهمی با آن موافقت کرده اند که ماهیگیران فرامرزی می توانند به طور قانونی فعالیت کنند.

آنها می توانند از انرژی برای جلوگیری از صخره های مرگبار استفاده کنند. با محدود کردن قدرت موتور، آنها ما را می کشند. آنها به معنای واقعی کلمه ما را می کشند.

یکی از گروه در خانه کرابی، قاسم، به ما گفت که در ازای پول مناسب، مردم را در تورهای ترپانگ خود به استرالیا می برد. او می‌گوید: «ما سعی می‌کنیم داستان خود را بگوییم. ما باید دولت‌های استرالیا و اندونزی را در مورد مسائل و حقیقت آگاه کنیم.»

من با وکیل گرگ فلپس در مورد وضعیت اسفبار ساکنان روت آیلند صحبت کردم. او وکالت کشاورزان محلی جلبک دریایی را در یک دادخواست دسته جمعی موفق علیه شرکت نفت بر عهده داشت و دانش عملی فراوانی دارد. فلپس می‌گوید که دوست داشت برای ماهیگیران – که به گفته او حتی بیشتر از کشاورزان جلبک دریایی تحت تأثیر قرار گرفته‌اند – شکایت کند، اما تیم بیشترین شانس را برای موفقیت در یک پرونده با اختلاف محدود داشت.

فراتر از آسیب های زیست محیطی، او همچنین نگران سیاست استرالیا برای سوزاندن قایق های غیرقانونی است.

او می‌گوید: «همه این ماهیگیران بیکار هستند زیرا قایق‌های خود را گم کرده‌اند و به خاطر مونتانا بیکار هستند. «همه این ناخداهای باتجربه اکنون به جای بیرون رفتن در قایق خود، زیر یک نخل لعنتی در روستا نشسته اند. این محیط عالی برای قاچاقچیان واقعی است که بیایند و از آنها بهره برداری کنند.»

البته همه چیز پیچیده است. برای متوقف کردن واقعی قایق ها، دولت استرالیا ممکن است نیاز داشته باشد که رویکرد خود را در زمینه بازدارندگی دریایی با سیاست هایی که آینده و امیدی را برای ماهیگیران اندونزی ارائه می دهد، تکمیل کند.

دیدگاهتان را بنویسید